برچسب:
نویسنده: مهران عباسی
برچسب: قیچی,
نویسنده: مهران عباسی
اولین تجربه لب ساحل با این شمایل. چه آفتاب جهان افروزی، چه مرغابیهای خوشحال و رقصانی، چه آبی، چه مردمی، چه لذتی.
برچسب: سوییت,
نویسنده: مهران عباسی
بالاخره تمام تجربیات موفق و ناموفق کاری و زندگی دست در دست هم دادند تا از من فردی ساختند که توانستم در مقابل کارفرما بنشینم و اولین قرارداد کاریم در کشور جدید را امضاء کنم. به خودم افتخار می کنم. اگر چه خیلی خیلی از همراه لحظاتم سپاسگزارم. حس خوبی دارم. از باعث و بانی اش که من را معرفی کرد هم خیلی ممنونم.
برچسب: گرفتم,
نویسنده: مهران عباسی
با او که مینشینم به حرفهای خودمانی، دیگر نمیفهمم که این ساعت چگونه اینگونه سریع میگذرد. با کسی که هیستوری داری و مواضع یکسان، از این اتفاقها می افتد.
برچسب:
نویسنده: مهران عباسی
برچسب:
نویسنده: مهران عباسی
صدایت برایم معنی دارد. معنی خاص بودن. تو کاری کردی که هیچکس نکرد. تولد 4 سالگی دخترم را در حالی که خانه مان خالی بود برگزار کردی و عکسهای گرفتی عکاسانه. برایت خوبی خواهانم. دلم که می شکند به شادیهای کودکانه ات فکر میکنم و به روزگاری که داری. پر از رقص قاصدک باد زندگیت. بوس بوس، بوس بقل...
برچسب: مائده,
نویسنده: مهران عباسی
دیشب از شور و شوق و دلشوره اولین روز کاری خوابم نبرد. همیشه همینطورم. درست بشو نیستم....در یک دنیای جدید با آدمها و مناسبات جدید. خیلی احساس خوبی دارم. اینها نه سوال بی جا می پرسند، نه فضولی می کنند. سرشان به کار خودشان است. ادب و نزاکت خاصی دارند که ما ایرانیها به گرد پایشان نمی رسیم. متمدن بودن خوب است. آدمها در کنار هم احساس امنیت و آرامش میکنند. پر از چالش بود دوره آموزشی دو هفته ای که امروز اولین روزش بود. خوشحالم که در کنار انسانهای بزرگ بر خورده ام.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:12 توسط من |
برچسب: کاری,
نویسنده: مهران عباسی
برچسب: صدیق,
نویسنده: مهران عباسی